|
چشات گفتن كه بشكن . من شكستم . شك نكردم... هزار بار مردمو ميميرم و باز ترك نكردم . شك نكردم
|
||||
|
|
||||
جاده بي انتهاست ميدانم
مرگ هم سهم ماست ميدانم
قسمت چشم هاي باراني
گريه بي صدا ست ميدانم
مادر با نگاه خود مي گفت
زندگي اشتباه است ميدانم
يك نفر بي بهانه ميگريد
در دلش جاي پاست ميدانم
يك نفر بي گناه مي ميرد
آه او آشناست ميدانم
همسفر فكر رفتن باش اما دل
در غم جاده هاست ميدانم
مي سپارم تو را به آينه
آينه بي رياست ميدانم
دردهاي بي سؤال مي ايند
ما به جرم نكرده مي سوزيم
زندگي بي وفا ست ميدانم
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت <-PostTime- فرهاد شهير
|
